نمی دونم از کجا شروع کنم با رفتن همکارم سرم به قدری شلوغ شده که فرصت هرکاری رو ازم گرفته و گاهی به سرم میزنه قید کاررو بزنم. نمی دونم تصمیم درستیه یا نه اگه بهم کمک کنین ممنون میشم.
رابطه ام با طاهر هم گاهی تحت تاثیر همین دغدغه های کاری قرار میگیره وخیلی وقتا کلافه ام.هرچند مدیرمون قول آوردن یه همکار جدید رو داده ولی واقعا نمی دونم چی کار کنم.
این شب ها به عزاداری می گذره و من از لحاظ روحی خیلی احساس خلا می کنم ودلم برای روزایی که با دلم عزاداری می کردم واز خودم راضی بودم تنگ شده.
سر یه قضیه مالی تو محل کارم چند روزی قلبم به شدت درد می کرد که دیروز رفتم دکت
برچسب:
نویسنده: هستی حیدریان
تاريخ: شنبه
17 مهر
1395 ساعت: 11:59